سيد حسن مير جهانى طباطبائى

620

جنة العاصمة ( فارسي )

دخترت كه بر تو وارد مىشود در آن جايگاه وسيع و گشاده‌اى كه مخصوص به توست ، امانت رد كرده شد ، و آنچه در گرو بود گرفته شد ، واى چقدر اندوهناكم براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و پس از آن بر فاطمهء بتول . پس او را برگردانيد در روضهء مباركه ، و بر او نماز گزارد با اهل و اصحاب و موالى و دوستان خود و طايفه‌اى از مهاجرين و انصار ، و چون او را در لحد و قبرش پنهان و دفن كرد اين ابيات را انشاء فرمود : مىدانم يا مىبينم كه علّت‌هاى دنيا براى من بسيار است ، و صاحب آن علّت‌ها تا وقت مردن عليل است . براى هر اجتماعى از دو دوست جداشدنى است ، و باقى ماندن من نزد شما بسيار كم است مدّت آن ، و گم كردن من فاطمه را پس از پدرش احمد دليل است بر اينكه دوستى در دنيا دوام ندارد . در بحار نقل كرده از سمعانى در الرساله ، و ابو نعيم در حليه ، و احمد در فضائل الصحابه ، و نظنزى در خصائص ، و ابن مردويه در فضائل امير المؤمنين عليه السّلام ، و زمخشرى در الفائق از جابر كه گفت : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لعلي قبل موته : السلام عليك يا أبا الريحانتين ، أوصيك بريحانتيّ من الدنيا ، فعن قليل ينهدّ ركناك عليك ، فلمّا قبض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال علي : هذا أحد الركنين « 1 » . يعنى : فرمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى على عليه السّلام پيش از مردن او : درود بر تو باد اى پدر دو ريحانه ، وصيّت مىكنم تو را به دو ريحانهء من از دنيا ، كمى باقى مانده كه دو ركن تو خراب مىشود بر تو ، پس چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رفت على عليه السّلام فرمود : اين يكى از دو ركن بود . و نيز در بحار است كه فرموده : و در روايت ابى بكر جعابى ، و ابى نعيم و

--> ( 1 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 180 .